۰۲۱-۵۴۷۶۴

تفاوت طلاق با فسخ نکاح چیست؟

تفاوت‌های فسخ و طلاق این است که اولاً برای طلاق باید تشریفاتی خاص انجام داد، مثل خواندن صیغه طلاق یا حضور شاهد و…. اما در فسخ نیازی به این تشریفات نیست. ثانیاً پیش از وقوع طلاق باید از دادگاه حکم یا اذن گرفت، ولی فسخ نکاح نیاز به این اقدام ندارد و رسیدگی دادگاه محدود به احراز وجود حق فسخ است و تکلیفی در باب اصلاح زوجین و ارجاع به داوری ندارد. به علاوه، طلاق مخصوص عقد دائم است، ولی فسخ هم نکاح دائم و هم موقت را در بر می‌گیرد.

طلاق

طلاق به معنی پایان قانونی ازدواج و جدا شدن همسران از یکدیگر است و در پی آن حقوق و تکالیف متقابلی که بین زوجین در هنگام ازدواج وجود داشته از میان می‌رود.

طلاق “معمولا” وقتی اتفاق می‌افتد که استحکام رابطه زناشویی از بین می‌رود و میان زوجین ناسازگاری و تنش وجود دارد. طلاق اجتماعی، تغییرات در دوستی‌ها و سایر روابط اجتماعی است که مرد یا زن طلاق گرفته با آن‌ها سر و کار دارد. طلاق روانی، موقعیتی است که از طریق آن فرد پیوندهای وابستگی عاطفی به همسرش را قطع کند و به تنها زیستن تن بدهد.

طلاق عملی حقوقی است که انجام آن منوط به تشریفات خاص است، مثل اجرای صیغه مخصوص و حضور دو شاهد عادل (مرد) اما فسخ نکاح تنها به اراده صاحب حق انجام می‌پذیرد. (ماده ۱۱۳۲ قانون مدنی) طلاق در صورتی صحیح است که شرایطی خاص در زن موجود باشد (ماده ۱۱۴۰ قانون مدنی).

در طلاق رجعی شوهر می‌تواند در زمان عده به نکاح رجوع کند، اما در فسخ نکاح امکان رجوع وجود ندارد و تشکیل دوباره خانواده جز با نکاح جدید ممکن نیست. فسخ نکاح هر چند بار که بین زن و مرد اتفاق بیفتد، ایجاد حرمت نمی‌کند. با این اوصاف هم فسخ نکاح و هم طلاق، موجب انحلال عقد نکاح شده و از نظر عده زن بعد از انحلال، تفاوتی با هم ندارند.

همچنین بخوانید: برای گرفتن طلاق توافقی باید چکار کنم؟

تماس با وکیل دادگستری

فسخ نکاح

به موجب ماده ۱۱۲۰ قانون مدنی، عقد دائم به فسخ یا طلاق منحل می شود. بر این اساس، یکی از مواردی که به موجب آن عقد می تواند انحلال پیدا کرده و زوجین از هم جدا شوند، فسخ نکاح می باشد. بنابراین، در قانون مدنی موارد فسخ نکاح پیش بینی شده است و عیوب مرد و زن بطور جداگانه مورد اشاره قرار گرفته اند.

به طور کلی فسخ نکاح زمانی می تواند مورد تقاضای زن یا مرد قرار بگیرد که یکی از عیوبی که مطابق فقه و قانون مدنی بری هر کدام از آن‌ها شناخته شده اند وجود داشته باشد. یعنی فسخ نکاح فقط در صورتی است که عیوب مذکور در زن یا مرد به اثبات برسد. همانطور که از این ماده مشخص است، فسخ نکاح با طلاق متفاوت است و هر کدام از آن‌ها شرایط و آثار ویژه خود را دارند.

به عنوان مثال اگر یکی از زوجین بخواهد ازدواج را فسخ کند، باید یکی از موارد فسخ نکاح را در مورد طرف مقابل به دادگاه ثابت کند، اما در طلاق، اثبات این موارد ضرورتی ندارد. هنگامی که بنا بر دلایلی ازدواج موجب زیان فاحش یکی از طرفین باشد، به منظور رهایی او از قید ازدواج می‌توان با شرایطی ازدواج را فسخ نمود. فسخ نکاح دشواری‌ها و محدودیت‌های طلاق را ندارد.

نکته قابل توجهی که در این خصوص وجود دارد این است که هر یک از طرفین که قبل از عقد بداند که طرف مقابل یکی از عیوب مذکور را دارد، دیگر بعد از عقد حق فسخ را نخواهد داشت.

به دلیل اینکه مبنای ایجاد حق فسخ آن است که اشخاص دچار ضرری نادانسته و ناخواسته از جانب طرف دیگر نشوند. حال اگر خود شخص با علم و آگاهی نسبت به عیوب طرف مقابل اقدام به انعقاد عقد کرده باشد، دیگر نمی توان حق فسخی را برای او در نظر گرفت.

به علاوه اینکه حق فسخ یک حق فوری است. به همین دلیل در صورتی که یکی از زوجین متوجه بشود طرف مقابل دارای یکی از عیوب مذکور در قانون مدنی است، همان وقت باید اقدام به فسخ نکاح کند. یعنی اینکه نمی توان پس از گذشت مدت زمان زیادی از عقد ازدواج، عقد را بر مبنای موارد حق فسخ، فسخ نمود.

یکی از مواردی که باعث می شود عقد ازدواج میان زوجین منحل شود، فسخ نکاح است. فسخ نکاح به این معناست که در صورت وجود پاره ای از موارد مقرر قانونی، زن یا مرد بتوانند ازدواج را فسخ کنند.

فسخ نکاح، با طلاق متفاوت است و به دلیل اینکه اصل بر لازم بودن عقد ازدواج است، طرفین تنها می توانند تنها در صورت وجود مواردی که در قانون مدنی از آن‌ها نام برده شده است، ازدواج را فسخ کنند. موارد فسخ نکاح را می توان شامل عیوب زن، عیوب مرد و عیوب مشترک میان زن و مرد می باشند.

مشاوره حقوقی

تفاوت فسخ نکاح و طلاق

در مورد ازدواج چون رابطه قراردادی بین طرفین مالی نیست و بحث خانواده مطرح است، شرایطی که برای فسخ در قراردادهای مالی پیش‌بینی شده، مطرح نیست. مواردی که منجر به فسخ ازدواج می‌شود، به سه دسته (عیوب، تدلیس و تخلف از شرط صفت) تقسیم می‌شود. رسیدگی به این موارد در صلاحیت دادگاه خانواده قرار دارد.

اما بعضی تفاوت‌های فسخ و طلاق این است که اولاً برای طلاق باید تشریفاتی خاص انجام داد، مثل خواندن صیغه طلاق یا حضور شاهد و…. اما در فسخ نیازی به این تشریفات نیست. ثانیاً پیش از وقوع طلاق باید از دادگاه حکم یا اذن گرفت، ولی فسخ نکاح نیاز به این اقدام ندارد و رسیدگی دادگاه محدود به احراز وجود حق فسخ است و تکلیفی در باب اصلاح زوجین و ارجاع به داوری ندارد. به علاوه، طلاق مخصوص عقد دائم است، ولی فسخ هم نکاح دائم و هم موقت را در بر می‌گیرد.

نکته: فسخ باید به صورت فوری انجام شود، چرا که هدف قانون‌گذار از اینکه حق فسخ را به یکی از طرفین داده، رفع فوری ضرر از وی است. به همین دلیل، طرفی که حق فسخ دارد به شرط آنکه از حق فسخ خود و فوریت آن اطلاع داشته باشد، باید “فورا” آن را انجام دهد، وگرنه حق فسخ وی از بین می‌رود.

فسخ نکاح هیچ گونه حرمتی ایجاد نمی‌کند، در حالی که در طلاق بعد از ۳ بار حرمت ایجاد می‌شود.

عدم ثبت طلاق در دفترخانه رسمی جرم شناخته شده، برعکس عدم ثبت فسخ ازدواج در دفترخانه جرم شناخته نمی‌شود.

طلاق در ازدواج دائم است، اما فسخ نکاح هم در ازدواج دائم هم در ازدواج موقت است.

در فسخ نکاح هیچ گونه حق رجوعی برای مرد وجود ندارد، درحالی که در طلاق رجعی برای مرد تا زمانی که زن در عده است حق رجوعی وجود دارد.

عیوب موجب فسخ نکاح

عیب‌هایی وجود دارند که هر کسی دچارشان باشد،‌ طرف مقابل می‌تواند با استفاده از آن‌ها، ازدواج را فسخ کند. به جز جنون که بین زن و مرد مشترک است، بعضی عیوب مختص مردان و بعضی هم مختص زنان است. عیوب ویژه مرد منحصر به بیماری‌هایی است که توان برقراری رابطه زناشویی با همسر را از مرد بگیرد. این موارد به طور کامل در ماده ۱۱۲۳ قانون مدنی آورده شده است. بعضی از عیوب ویژه زن هم که حق فسخ را به شوهر می‌دهند ، عبارت‌اند از:

۱- جذام (خوره).

۲- برص (نوعی بیماری پوستی‏ که بر اثر آن لکه‏های معمولاً بزرگ سفید یا سیاه در بدن پدید می‏آید).

۳- زمین‌گیری.

۴- نابینایی هر دو چشم

نکته: عیوب ویژه زن در صورتی موجب حق فسخ برای مرد است که در هنگام عقد وجود داشته باشد.

یکی از مواردی که باعث فسخ ازدواج می‌شود، «عیوب» است. در واقع، اگر یکی از دو طرف ازدواج، دچار بعضی عیب‌های مشخص باشد، همسرش می‌تواند به صورت یک‌طرفه و بدون رضایت او ازدواج را فسخ کند.

بعضی از این عیب‌ها مختص مردان است، یعنی اگر مردی چنین عیب‌هایی را داشته باشد،‌ زن می‌تواند عقد را فسخ کند. بعضی هم مختص زنان است و مردان می‌توانند از آن‌ها استفاده کنند. اما «جنون» یا همان دیوانگی عیب مشترکی است که هر یک دچار آن باشد، طرف مقابل می‌تواند ازدواج را فسخ کند.

مشاوره حقوقی

آیا پس از فسخ نکاح، زن مستحق دریافت مهریه می باشد؟

باتوجه به  ماده ۱۱۰۱ قانون مدنی: «هرگاه عقد نکاح قبل از نزدیکی به جهتی فسخ شود زن حق مهریه ندارد، «مگر در صورتی که موجب فسخ عنن باشد که در این صورت با وجود فسخ نکاح، زن مستحق نصف مهر است»  ملاحظه می گردد مطابق با این ماده که اگر زن باکره باشد در صورت فسخ، مهریه به وی تعلق نمی گیرد مگر اینکه مرد بیماری عنن داشته باشد که در این صورت نصف مهریه به وی تعلق می گیرد.

با توجه به مفهوم مخالف ماده مذکور هرگاه نکاح بعد از نزدیکی به جهتی فسخ شود، زن حق دریافت مهر المسمی را دارد. در این خصوص تفاوت فسخ نکاح با طلاق این است که اگر زوجه در زمان باکره بودن تقاضای طلاق دهد یا زوج در زمان باکره بودن، زوجه را مطلقه سازد می بایست نصف مهریه پرداخت شود، اما در فسخ نکاح اگر زوجه باکره باشد مهریه ای به وی تعلق نمی گیرد و در صورت عدم بکارت زوجه چه در طلاق و چه در فسخ نکاح هیچ تفاوتی در پرداخت مهریه نیست و تمام مهریه می بایست پرداخت شود.

لازم به ذکر است که هرگاه فسخ نکاح به دلیل تدلیس زن باشد و این تدلیس و فریب بر طبق ارکان متشکله جرم فریب در ازدواج از جمله انجام مانور متقلبانه همراه با سوءنیت و به قصد فریب، در دادگاه کیفری اثبات گردد، زوجه در هیچ صورت حقی بر مهر ندارد، زیرا  مطابق با اصول مسلم حقوقی به تقلب حقی به دست نمی آید ولی باید توجه داشت که در قانون ما در ماده ۱۱۰۱ قانون مدنی و در سایر مقررات چنین امری به طور صریح و مستقیم پیش بینی نگردیده و ممکن است در بین قضات نظر مخالف مشاهده گردد.

تماس با وکیل دادگستری

دیدگاه ها

Call Now Buttonتماس سریع (لمس کنید)
طراحی و پشتیبانی : آسان پرداز